یوگی‌های کوچک

این مطلب دراین تاریخ ارسال شده است چهارشنبه, 3 آوریل, 2013 در ساعت 5:27 ب.ظ

[گاهی یادمون می‌ره که کودکان هم به اندازه ما در این دنیای شلوغ و پرهیاهو سرگردانند. اما واقعیت اینه که دنیای پدر و مادرهای پرکار، زندگی‌های پراسترس، خانه‌های آپارتمانی، بازی‌‌های کامپیوتری، کم تحرکی و دوری از طبیعت فشارهای روانی و عاطفی زیادی به بچه‌‌ها وارد می‌کنه، بدون اینکه ما متوجه اون باشیم.

بارها شده کودکی همراه مادرش به کلاس اومده و با علاقه و کجکاوی عجیبی گوشه‌ای از کلاس نشسته و یا سعی کرده حرکات رو تقلید کنه. تجربه بودن در کلاس یوگای کودکان یکی از اون تجربه‌های به یادموندنی و پرنشاطه، وقتی که می‌بینی این یوگی‌های کوچیک چه تجربیات ناب و خارق‌العاده‌ای رو خلق می‌کنند.

به گواهی روانشناسان و پزشکان متخصص، یوگا می‌‌تونه تاثیرات مثبت زیادی روی ساختار بدنی و ذهنی کودکان بذاره. آموزش یوگای کودکان یکی دیگه از زیرشاخه‌های مربی‌گری یوگا و کاری تخصصی است که نیاز به آموزش‌‌های ویژه و آشنایی با روانشناسی کودک و نوجوان داره. این پست نیم‌نگاهی داره به نکات کلی یوگا برای کودکان…]

انجام آساناهای یوگا علاوه بر اینکه به انعطاف بدن و استحکام استخوان‌‌ها و قدرت بخشیدن عضلات کودک کمک زیادی می‌‌کنه، آرامش و رضایت درونی رو براش به ارمغان میاره. انجام درست آساناها در یک فضای بدون رقابت، اعتماد به نفسش رو بالا می‌بره و تا حد زیادی کودک رو برای رویارویی با دنیای بیرون آماده می‌کنه و بهش آرامش و استقامت درونی می‌بخشه.

از اونجا که یوگا برخاسته از دل طبیعته، بسیاری از آساناها شبیه‌سازی از حرکات حیواناته. به همین خاطر در یک کلاس یوگا برای کودکان از اسامی حیوانات و شبیه‌سازی واقعی حرکات اونها استفاده می‌شه و به این ترتیب کودک علاوه بر اینکه ارتباط و آگاهی بیشتری نسبت به بدن خودش پیدا می‌‌کنه، می‌‌تونه خودش رو در جایگاه اعضای دیگه‌ای از طبیعت اطرافش تصور کنه و به این واسطه با دنیای بیرونی رابطه‌ای صلح‌آمیز برقرار می‌‌کنه. بعنوان مثال وقتی بچه در وضعیت شیر قرار می‌گیره علاوه بر اینکه می‌تونه قدرت یک شیر رو تصور کنه، خودش رو هم موجودی توانا و قدرتمند اما بی‌آزار می‌شناسه.

از طرف دیگه بخش زیادی از یک کلاس یوگا برای کودکان به انجام بازی‌‌های گروهی با استفاده از حرکات یوگا می‌‌گذره، مثلاً بازی درخت مامان که توی یک نفر از بچه‌‌ها نقش مادر رو بازی می‌کنه و به بقیه پشت می‌کنه، بقیه بچه‌‌ها هم در وضعیت درخت سعی می‌کنند تا به سمت مادر حرکت کنند و به محض اینکه مادر برگرده باید سرجاشون ثابت بمونند، هر کسی نتونه وضعیت بدنش رو حفظ کنه و هر دو پاش روی زمین قرار بگیره، بازنده خواهد بود و آخرین نفری که باقی بمونه برنده بازی است.به این ترتیب کودک موفق می‌شه روابط دوستانه‌ای رو در گروه همسالانش بسازه و کارگروهی و احترام به افراد بعنوان عضوی از یک گروه بزرگتر رو می‌آموزه.

از سخت‌ترین کارهای یک مربی یوگای کودکان، انتقال فضای تمرکز ذهن بر بدن در انجام آساناهاست. شما نمی‌تونید به صورت منطقی و ساختارمند از کودک بخواین که توجهش رو روی فلان عضله یا مفصل متمرکز کنه. اینجا تنها چیزی که به کمک شما میاد توجه و تجربیات شخصی‌تون از بودن در طبیعته. مثلاً‌ توی وضعیت مار کبری می‌تونید از بچه‌ها بخواین که خودشون رو مثل یه ما کبری، بدون دست و پا تصور کنند و سعی کنند با دقت زیادی از یه درخت بالا برن و یا در حالت درخت خودشون رو به شکل یک کاج پرقدرت بلند تصور کنند که شاخه‌‌هاش توی آسمون و ریشه‌های پرقدرتش توی زمینه و داره از طریق زمین تغذیه می‌شه و نور و گرمای آفتای رو روی برگ‌هاش حس می‌کنه. برای اینکه یک مربی یوگای کودکان بتونه ارتباط بهتر و موثرتری رو با شاگردانش برقرار کنه لازمه، رابطه صلح‌آمیزی با طبیعت داشته باشه و به اجزای طبیعت و رفتار اونها دقت کنه.

یکی از نکات جالب در یک کلاس یوگای کودکان اینه که شما به عنوان مربی تنها گرداننده کلاس نخواهید بود، بلکه شما هم عضوی از کلاس هستید. هوش درونی، شوق و خلاقیت کودکانه و خودبخودی بودن رفتار کودکان مهمترین راهبر کلاس خواهد بود و شما این شانس رو دارید که هر روز یک حرکت جدید از بچه‌‌ها یاد بگیرید، بچه‌‌ها این توانایی رو دارند که با یادگیری نمونه رفتار هر حیوان، به دل طبیعت برن و از نزدیک و با دقت زیاد رفتارهای بیشتری رو یاد بگیرند و در طول کلاس با شما سهیم بشوند و شما هم به همین واسطه با دنیای اطرافتون از دریچه نگاه شفاف و بی‌واسطه یک کودک ارتباط برقرار کنید.

منبع کمکی:

Yoga for children by Mary Stewart



No comments yet.

Leave a comment