شرط اول قدم آن است که مجنون باشی

این مطلب دراین تاریخ ارسال شده است جمعه, 5 نوامبر, 2010 در ساعت 12:01 ب.ظ

سکانس اول- اسفندماه ۸۵

جلسه دوم دوره ۵ هفته‌ای  عدم خشونت بود. اونجا که باید خشم‌های بزرگ زندگیت رو می‌نوشتی و توی خودت می‌گشتی و ترسی که ‍پشت اون خشم در وجودت ریشه داشت رو پیدا می‌کردی. چقدر خوب یادم می‌آد که اونقدر روبرو شدن با ترس‌هام برام سخت بود که بارها و بارها قلم و کاغذ رو برای نوشتن برداشتم و هر بار قلمم نگاهشو از کاغذ دزدید.

سکانس دوم- آبان‌ماه ۸۹

دومین روز دوره سه روزه آیین کلاس‌داری و مدیریت کلاس بود. وقت تمرین شد. چقدر من این تمرین‌های روانشناسی رو که تو رو به زور می‌فرسته توی خودت وسط یه کلاس تئوری دوست دارم. تمرین این بود: ببینید چه اتفاقی توی یک کلاس یوگا می‌تونه در شما بعنوان مربی احساساتی مثل خشم، ترس، نگرانی و اضطراب رو بیدار کنه. بعد بنویسید این حس از چه فکری توی شما نشات می‌گیره و به چه رفتاری منجر می‌شه. خوشحال از اینکه دیگه یاد گرفتی با خودت روبرو بشی، قلم رو گرفتم دستم، اتفاق رو نوشتم، احساسات منفی که میاد سراغم  رو هم نوشتم، ترس پشت اون رو هم نوشتم. نوبت رسید به رفتار … و باز هم دل دل کردن قلم برای نوشتن واقعیت!

سناریو

یوگای هشت مرحله‌ای ‍پاتانجلی شامل مراحل زیر می‌شه:

۱. یاما : رعایت بایدها یا انضباط اجتماعی شامل تمرینات مربوط به راست‌گویی، عدم خشونت، دزدی نکردن، عدم وابستگی و کنترل روابط جنسی

۲.نیاما: رعایت نبایدها یا انضباط فردی شامل تمرینات مربوط به رعایت پاکیزگی، قناعت، صبر، سعی در خودشناسی و ایمان به قوانین دنیا

۳. آسانا: تمرینات بدنی

۴. پرانایام: تمرینات تنفسی

۵.پراتی آهارا: تمرکز حواس از عوامل بیرونی به عوامل درونی

۶. دارانا: تمرکز فکر

۷. دیانا: مراقبه

۸. سامادی: دریافت وحدت و انسجام هستی

این ۸ مرحله در دو گروه کلی هاتهایوگا (موارد ۱ تا ۴) و راجا یوگا (موارد۵ تا ۸) طبقه‌بندی می‌شوند. یوگی‌ها معتقدند برای رسیدن به وحدت و یگانگی، راه ساده‌ اینه که به همین ترتیب قدم به قدم پیش رفت.

زیرنویس:

عجیبه که به نظر یوگی‌ها شروع کردن از تمرینات یاما و نیاما می‌تونه ساده باشه. تجربه یوگا برای من از مرحله سوم یعنی انجام آساناها شروع شد و یکسال بعد با آشنایی من با تمرینات یاما و نیاما ادامه پیدا کرد. سکانس‌های۱ و ۲ به فاصله ۳ سال اتفاق افتاده‌اند و هر چند توی این مدت، در دوره‌های مختلفی شرکت کردم اما تنهاهر جا که شجاعت خیز برداشتن به سمت خودم رو پیدا کردم، تونستم قدم‌های کوچیکی بردارم. صادقانه اعتراف می‌کنم مواجه شدن با خودِ واقعی، اصلاً کار آسونی نیست. اشک‌ها باید ریخت، رنج‌ها باید کشید. مهم نیست از چه مسیری داری می‌ری. به روانشناسی علاقه‌مندی، یوگا رو انتخاب کردی یا … مهم اینه که اگر در اول قدم، واقعاً مجنون تغییر نباشی، تغییر چیزهایی که هیچ سهمی از تو و آگاهی‌های تو ندارند، یک روز محکوم به سکون خواهی شد. اونجا که ایستادی و دیگه چیزی برای تغییرتوی خودت ندیدی، اونجا که برای از دست دادن منی که ساختی ترسیدی، اونجا که فکر کردی اگر نقص داشته باشی یعنی هویتت رفته زیر سئوال، بدون که مرگ نزدیکه و به آهستگی آغاز به مردن می‌کنی حتی اگر سالیان سال جسمت رو روی این کره خاکی جابجا کنی.



۳ نظر لـ شرط اول قدم آن است که مجنون باشی

  1. سانديا توسط:

    4 مارس, 2012 در ساعت 2:14 ب.ظ

    آیینگر معتقده که در خود آسانا به تنهایی تمام هشت مرحله یوگا وجود دارد. و آن کنترل اعضای عمل کننده (یاما) می باشد.

  2. sunaz توسط:

    4 مارس, 2012 در ساعت 4:33 ب.ظ

    مرسی از توضیحتون. البته تجربه شخصی من از سبک آینگر این موضوع رو تایید نمی‌کنه.

  3. ned توسط:

    17 مارس, 2014 در ساعت 4:56 ب.ظ

    من آشنایی با یوگا ندارم…ولی کلاسهایی رفتم که باخودم روبرو شم….حتما یوگاروهم امتحان میکنم…ممنون از توضیحات زیباو جالبتون 🙂

Leave a comment