نیمه تاریک وجود

این مطلب دراین تاریخ ارسال شده است چهارشنبه, 12 ژانویه, 2011 در ساعت 6:00 ب.ظ

فیلم Black Swan یا قوی سیاه از اون دسته فیلم‌هایی است که نمی‌شود به سادگی از کنارش گذشت. نه امتیاز بالای فیلم در IMDB و نه بازی بسیار خوب ناتالی ‍پورتمن، هیچکدوم نمی‌تونن به اندازه داستان تاثیرگذار فیلم، دلیل خوبی برای دیدنش باشند.

داستان فیلم، داستان بالرین جوانی است که انتخابش برای اجرای نقش قوی ملکه دریاچه Swan، دریچه‌ای می‌شود به نیمه تاریک وجود او.  نینا که در دنیای معصومانه خود با خوبی‌‌هایش گریبانگیر است و اتاق کودکانه و مادرش فضای امن دنیایش را ساخته‌اند برای بدست آوردن این نقش و درخشیدن بر روی صحنه خود را آماده رویارویی با بخش‌های ناشناخته و تاریک وجود خویش می‌کند.  بدن ظریف و چهره ضعیف او در آغاز فیلم نمادی است از روح شکننده و معصومانه او که کارگردان نمایش را برای انتخاب وی مصمم می‌کند. کارگردان نمایش به خوبی می‌داند که نینا گزینه بسیار خوبی برای اجرای نیمه روشن یا قوی س‍پید است اما برای اجرای تاثیرگذار و موفق نیمه تاریک یا قوی سیاه، از نینا می‌خواهد تا با بخش‌های تاریک و شرور وجود خود آشنا شود. از آنجا که سقوط از بهشت معصومیت و گذر از مرز بلوغ همیشه با سختی‌‌های زیادی رو به رو است، ادامه داستان به نبرد دو نیمه تاریک و روشن وجود نینا می‌گذرد. او مرزها را می‌شکند، به دل تاریکی‌ها می‌رود و در ‍پایان، او که در این نبرد علی‌رغم تمام سختی‌هایش ‍پیروز شده است، با اجرای موفق رقص قوی سیاه بر روی صحنه می‌درخشد.

هر چند هنوز بخش‌هایی از فیلم مثل زخم نمادین نینا در آخرین صحنه فیلم، بعد از اجرای رقص قوی سیاه، برای من مبهم است اما آنچه در فیلم عیان است رقص سیاهی و ‍سپیدی، خیر و شر و نیکی و بدی است در ذات کمال. اشاره به نقطه شروع بلوغ است از آنجا که معصومیت پایان می‌گیرد و سفر و جستجوگری برای شناخت و پرورش آگاهانه هر دو بعد در ذات خود و رسیدن به تعادل و آشتی درونی آغاز می گردد.



No comments yet.

Leave a comment