بایگانی مهر, ۱۳۹۷

زمستان گرم و کوتاه است!

شنبه, ۱۴ مهر, ۱۳۹۷

[اعتراف میکنم که زمستون گذشته کانادا، بالاخره بعد از ۴ سال منو از پا در آورد. روزهای زیادی میشد که با سطح انرژی پایین خسته از روزهای سرد، طولانی و خاکستری زمستون سینه خیز خودم رو تا محل کار میرسوندم و تقریبا اواخر زمستون با افسردگی خفیف دست و پنجه نرم می‌کردم. امسال تصمیم گرفتم برای اومدن زمستون خودم رو نه تنها به لباس گرم که با عادت‌‌های گرم مجهز کنم.  از اونجا که وقتی با تمام وجود دنبال چیزی باشی، طبیعت اسبابش رو برات فراهم میکنه، توسط دوستی با فرهنگ دانمارکی HYGGE آشناشدم. کنجکاو شدم تا ببینم مردم کشوری که بیش از جمعیت انسانی، خوک داره و سرمای زمستونش کمی از سرمای ما در کانادا نداره و ۶۰٪ درآمد بعنوان مالیات کسر میشه، چطور با استفاده از این فرهنگ شادترین مردم دنیا هستند ...]

تا اونجا که دستگیرم شده  HYGGE که Hooga تلفظ میشه شاید در معنا بعنوان «لحظه راحتی» ترجمه بشه اما برداشت هر کسی از این لعغت کاملا شخصیه. Hygge به اون لحظاتی از زندگی گفته میشه که با تمام وجود در زمان حال حضور داریم و از بهانه‌‌های ساده خوشبختی بی‌واسطه لذت می‌بریم. لحظات دنجی که با آدم‌های خاص زندگیمون شریک می‌شیم. Hygge فرهنگ سادگی و آهستگی است. فرهنگ معاشرت غالب آدم‌های درون‌گرا .

برای تجربه Hygge اسباب زیر رو فراهم کنید:

۱. فضا رو آماده کنید. با روشن کردن حداقل ۵ شمع و کم کردن نور لامپ‌ها. طبیعت رو با گذاشتن چند تا گلدون اطرافتون به خونه بیارید. فضا با عود یا بخار روغن‌های خوشبوکننده، معطر کنید.

۲. در اینجا و اکنون باشید. تلفن همراه را کنار بگذارید و خودتون رو از هر وسیله‌ای که شما رو از زمان حال جدا میکنه دور کنید.

۳. لباس راحت بپوشید. لباس گرم و نرم و گشاد بپوشید. لباسی که بهتون حس بی‌تکلفی، سادگی و راحتی می‌ده. پوشیدن جوراب‌های رنگی و پیژامه‌‌های گشاد در این فرهنگ خیلی مرسومه.

۴. نوشیدنی مورد علاقه‌تون رو آماده کنید. چای، قهوه، شکلات یا شراب گرم یا دمنوش‌های گیاهی مختلف رو امتحان کنید.

۵. جمعی از یک یا چند دوست نزدیک داشته‌ باشید تا بتونید با هم یک شب‌نشینی به سبک HYGGE رو تجربه کنید. ازشون بخواین، جند بازی، نامه‌‌ها و پیام‌های قدیمی یا عکس‌های یادگاری که با هم دارید رو با خودشون بیارن. فرصت خوبیه که ساعاتی رو به مرور خاطرات خوش گذشته و بازی و سرگرمی بگذرونید.

۶. یک غذای سالم و سبک درست کنید.

۷. دسر و شیرینی‌جات خصوصا شیرینی دارچینی یادتون نره.

۸. حرف از سیاست و خاطرات بد ممنوع!

حالا که از سرعت معمول زندگی کم کردید و آرامش حضور در فضای دنج و امن خانه کنار دوستان نزدیک رو تجربه می‌کنید، شکرگزار باشید. فرصت حضور در لحظه، فرصت غنیمتی‌ست که ما رو مستقیما با شادی و رضایت درونی پیوند می‌ده.

در کشور دانمارک، کافه‌ها زیادی برساس درجه Hygge بودنشون امتیازبندی می‌شن، لباس‌ها و مبلمان هم همینطور. شاید چون مردم این کشور فهمیدند که غوطه‌ور شدن در سرعت و بافت زمخت زندگی اون‌‌ها رو از لحظه حال دور می‌کنه. شاید، شادی، پاداش کسانیه که لذت یک روز واقعی زیستن رو تجربه می‌کنند. توان لذت‌بردن از بهانه‌‌های ساده خوشبختی، توانمندیه که نیاز به رشد و پرورش و تمرین داره…

اگر دوست دارید بیشتر درباره فرهنگ Hyggeبدونید، کتاب The Little Book of Hygge رو پیشنهاد میکنم.

شکار فضای خالی!

جمعه, ۶ مهر, ۱۳۹۷

[چند سالی میشه که شانس تجریه تکنولو‌‌ژی Open Space رو به واسطه شرکت در سمینارها و کارگاه‌های آموزشی مختلف داشته‌‌ام. هر بار که در مراسم افتتاحیه، اصول اجرایی این فناوری یادآوری میشه با خودم میگم: «چقدر شبیه زندگیه!». سمیناری رو تصور کن که بدون برنامه قبلی با حضور تعداد زیادی آدم شروع میشه. تابلوی اعلان برنامه‌‌ها خالیه!‌ میدونم حتی باورش هم سخته اما شگفت‌انگیزتر از اون وقتیه که می‌بینی ظرف کمتر از نیمساعت تابلوی اعلان برنامه‌ها اونقدر از موضوعات جالب پر شده که حتی انتخاب رو برات سخت می‌کنه. بله! به غیر از موضوع سمینار و حداقل قوانین حاکم بر اون، بقیه سمینار کاملا ناشناخته است. به محض شروع، این شرکت‌کننده ها هستند که همه چیز رو تعیین می‌کنند. هر کسی که میتونه چیزی رو به دیگران آموزش بده و یا هر کسی که سوالی داره که دنبال پاسخ اون می‌گرده، می‌تونه اون رو به لیست موضوعات قابل مطرح اضافه کنه و بقیه داستان از همینجا شروع میشه.... در این پست قصد دارم به اصول و قوانین حاکم به این فضای پویا که شباهت‌‌های زیادی به زندگی واقعی دارند، بپردازم. اصولی که هر کدومشون می‌توانند یک اصل در زندگی معنوی تک تک ما باشند.... ]

ه
چهار اصل و یک قانون ساده حاکم بر فناوری Open Space برای من چکیده ساده‌ تمام آموزه‌های معنوی هستند که تا حالا یاد گرفتم و تجربه کردم.

۱.  هر کسی که میاد، اونیه که باید بیاد (Whoever comes is the right people) : بپذیریم که حضور هیجکس در زندگی ما و حضور ما در زندگی هیچ آدمی تصادفی نیست. هر آدمی به نوعی ما رو به رویاهامون، آرزوهامون و امیدهامون نزدیک‌تر می‌کنه. در هر رابطه و هر اتفاق زندگی درسی نهفته است که در انتها ما رو به نسخه بهتری از خودمون تبدیل کنه.

۲. هر اتفاقی که افتاد، تنها اتفاقیه که می‌تونست بیفته (Whatever happens is the only thing that could happen): بپذیریم که در هر لحظه، با توجه به سطح آگاهی و توانمندی ما و دیگران و همینطور با توجه به مجموع شرایط موجود، اتفاقی رخ میده که باید. به این ترتیب برگشتن به گذشته و نگرانی برای اتفاقات آینده کاری بیهوده است. کافیه با نهایت توان سهم خودمون رو در هر اتفاق و تعامل انسانی ادا کنیم. نتیجه هر چه که بود، قطعا بهترین و تنهاترین نتیجه ممکن خواهد بود.

۳. هر چیزی وقتی شروع میشه که باید شروع بشه (Whenever it starts is the right time): بپذیریم که آدم‌ها وقتی وارد زندگی ما می‌شوند و اتفاقات، درست وقتی رخ خواهند داد که ما آماده پذیرش و درک اون‌ها باشیم و توان رویارویی با اون‌‌ها رو کسب کرده باشیم.

۴. هر چیزی وقتی تموم میشه، دیگه تموم میشه (when it is over, it is over): زمانی هست برای شادی و زمانی برای غم، زمانی برای موفقیت و زمانی برای شکست، زمانی برای آغاز و زمانی برای پایان. همیشه در عمیق‌تری لایه‌های وجود ما ندایی هست که ما رو راهنمایی می‌کنه به خط پایان. اون که به ما می‌گه، پایان یک زندگی، یک رابطه، یک شغل، زندگی در یک شهر یا کشور فرا رسیده و وقت عبور و رفتن به مرحله بعدیه. درست وقتی که حس می‌کنیم درس‌هایی که باید رو گرفتیم و امتحانی که باید رو پس دادیم و نهایت تلاشی که باید رو انجام دادیم.

به این چهار اصل قانون «دو پا» یا two feet law رو هم اضافه کن: هر وقت دیدی جایی ایستادی که از تو آدم بهتری نمی‌سازه، انتخاب کن و با پاهات حرکت کن. به جای چسبیدن به فضایی که مال تو نیست، با قدرت دو پا، با توان دست‌هات و با تمام ظرفیت‌های روحی که از خودت سراغ داری حرکت کن. شکارچی فضا‌‌های خالی بی‌شماری باش که در اون می‌تونی به رویاهات نزدیک‌تر بشی و  به تحقق رویاها‌ی آدم‌(های) دیگه هم کمک کنی.

زندگی شاید فضای خالی باشه که با رویاها، امیدها و آرزوهای تک تک ما معنا پیدا می‌کنه. ما بازیگرانی هستیم که در نمایش زندگی همدیگه نقشی رو ایفا میکنیم. ما همون شرکت‌کنندگان سمیناری هستیم که بدون دستور جلسه شروع میشه و در پایان هر کسی با دستاوردی از اون خارج می‌شه. ما دانش‌آموزان کارگاه آموزشی و ابدی زندگی هستیم که هر روز و هر لحظه به هم یاد میدیم و از هم یاد می‌گیریم. زندگی یک فضای امکان لایتناهی‌ست …