بایگانی مرداد, ۱۳۹۴

خود شکن، آینه شکستن خطاست ….

جمعه, ۳۰ مرداد, ۱۳۹۴

[فرآیندی هست توی مهندسی نرم‌افزار با عنوان Feature Audit که طی اون، قبل از مشخص کردن مسیر حرکت  تولید یک محصول نرم‌افزاری، قابلیت‌های محصول موجود مورد بررسی قرار میگیره و با محصول مطلوب مقایسه می‌شه تا مسیر حرکت و برنامه آینده تولید و توسعه اون نرم‌افزار مشخص بشه. مدتیه به شدت درگیر این فرآیند هستم، فرآیندی که میشه به سادگی اون رو به ویژگی‌های فردی آدم‌ها هم تعمیم داد... ]

یکی از جذاب‌ترین فرآیندهای تولید یک محصول نرم‌افزادی همین چرخه ساده است: تولید، بازبینی، تعیین مسیر و تولید بعدی. بعد از هر چرخه تولید یا هر نسخه از نرم‌افزار، فرآیند بازبینی کمک میکنه که ببینیم آنچه تولید شده چقدر با اون چیزی که نیاز کاربر و محصول ایده‌آل بوده فاصله داره و برای پرکردن این فاصله و بهبود قابلیت‌ها چه قدم‌های بعدی باید برداشته بشه. بعد یه تصویر بزرگ از ادامه مسیر تعیین میشه و این تصویر بزرگ به قدم‌‌های کوچیک شکسته میشه و به این ترتیب سرنوشت نسخه و نسل بعدی تعیین میشه. بعضی از قابلیت‌ها حذف میشن، بعضی‌ها اضافه میشن و بعضی‌های دیگه توسعه و بهبود پیدا میکنن تا بیشتر و بهتر جوابگوی نیاز کاربرها باشند.

حالا بیا اینو تعمیمش بدیم به خودمون، ما آدما رو میگم. هر کدوم از ما یک منِ ایده‌آل داریم با فهرستی از قابلیت‌های مادی و معنوی و فیزیکی. آدمی که امروز اینجا ایستاده ممکنه فاصله زیادی داشته باشه با ایده‌آل ما. بد نیست گاهی یه ذره‌بین بگیریم دست خودمون و یه ذره‌بین هم بدیم دست دوستای نزدیک و بی‌غرضی که با یه نسبت قابل قبول ما رو میشناسن و قابلیت‌های موجودمون رو بررسی کنیم. قابلیت که میگم مقصودم تمام کمبودها، نقص‌ها، داشته و نداشت‌هاست. همه رو بریزیم توی یک کاسه. بعد شروع کنیم یکی یکی اون‌ها رو طی یکی دو سال گذشته بررسی کردن، کدوماش به در خودمون و دیگران خورده و کدوم‌هاش اصطلاحا برای ما کار نکرده. تصمیم بگیریم که کدوم‌ها اونقدر با ایده‌آل ما فاصله دارن و اونقدر بی‌مصرف و حتی مضر هستند که باید بطور کلی حذف بشن، کدوم‌ها رو باید بهتر و بهتر کنیم و کدوم‌ها رو باید تازه تاسیس کنیم.

چنین نگاهی به ما کمک خواهد کرد که نقشه مسیر زندگی حتی اگر شده برای یکسال آینده رو مجسم کنیم. اینکه چطور این تغییرات رو ایجاد کنیم خودش مجال یه بحث دیگه‌ است. مهم اینه که نقشه راه دستمون باشه و بدونیم که هیچ تغییری یک شبه اتفاق نمی‌افته و بدونیم که هیچ تغییری بدون کمک گرفتن از دیگران و تعهد و همت خودمون میسر نیست. با این ابزار، تازه اول مسیری قرار خواهیم گرفت که اسمش زندگیه… مربی میگفت: اگه یه روز دیدی چیزی توی خودت برای تغییر پیدا نکردی، بدون مرگ تو نزدیکه …. به این گفته این رو اضافه میکنم که تغییر به خودی خودش، بدون اینکه بدونیم کجا هستیم و کجا می‌خوایم بریم، چیزی غیر از سردرگمی و تولید یه محصول پیچیده و کم کاربرد نیست…. تغییر خوبه به شرطی که بدونیم مقصد کجاست…

گذشته، تجربه و دیگر هیچ …

شنبه, ۱۰ مرداد, ۱۳۹۴

[شبکه‌های اجتماعی مثل تمام انواع دیگه شبکه های انسانی، خصوصیت‌های مثبت و منفی خودشون رو دارن. ابزاری هستند در اختیار روابط انسانی. برای من شبکه‌های اجتماعی پر از فرصت یادگیری هستند. با کمک شبکه‌های اجتماعی مجازی، یاد گرفتم که چطور کنترل ورود اطلاعات رو به زندگیم به دست بگیرم، چه حرف‌هایی رو بشنوم و در مقابل چه حرف‌هایی سکوت کنم. چطور نه بگم. چه طور دیدم رو به پهنای دنیا و آدم‌هاش گسترش بدم و ... من از نوشته‌ها و تجربه آدم‌های چیزهای زیادی یاد گرفتم و به همین علت ابزارهای جدید روابط اجتماعی رو دوست دارم. معرفی کتاب The Decision Book توسط یکی از دوستان در اینستاگرام یکی آموخته‌های جدیدمه. کتاب ساده و کوچکی که بی اغراق خلاصه‌ای است از تمام دروس مدیریت و راهبری و البته بیشتر از هر چیز راهنمای خوبی برای شکل دادن به تفکر. پست حاضر رو با الهام از یکی از مدل‌های فکری این کتاب می‌نویسم....]

از حرف‌های شعارگونه زیبا که بگذریم، فکر کردن به گذشته همیشه یه دام پر از خطر و عین حال یک فرصت طلاییه. دامی که میتونه ما رو به اعماق حسرت‌ها، اندوه‌ها و ای کاش‌ها ببره و یا فرصتی که میتونه سکوی پرتابی باشه برای ساختن یک آینده روشن‌تر. در طول زندگیم بارها و بارها خودم و دیگرانی رو دیدم که بدون درس گرفتن از تجربیات گذشته، در حال تکرار چند باره اشتباهات و کشیدن بار غم و غصه گذشته هستیم.

فکر کردن به گذشته اگر با ساختار مناسبی باشه میتونه دریچه‌ای بشه به دنیای امیدها، پذیرش‌ها، گذشتن‌ها و شروع‌های دوباره. مدل فکری Making-of یه مدل پیشنهادی ساده و سازنده است. اصطلاح Making of something یعنی معنای چیزی رو دریافتن و از اون برای موقعیت‌های جدید استفاده کردن. این بار که خودتون رو در معرض وسوسه مرور گذشته دید:

۱. یه فضای خوشایند و خلوت و حداقل دو ساعت وقت آزاد پیدا کنید.

۲. یک برگ سفید کاغذ- به قطع A3- و یک قلم ترجیحا مداد معمولی-نه از جنس نوکی- بردارید. تجربه من میگه نوشتن با این ابزار خیلی حس آزادی لذتبخشی می ده که با خیال راحت در گذشته فکرتون قدم بزنید.

۳. پاک‌کن رو فراموش کنید. یادتون باشه که در این نوشتن صادقانه، اولین فکر درست‌ترینه و اشتباهی هم برای اصلاح وجود نداره. برای این نوشتن سعی نکنید روشنفکر و با وقار باشید.

۴. یک خط زمان افقی پایین صفحه بکشید. ابتدای زمانی رو که میخواین بررسی گذشته رو از اون شروع کنید در ابتدای خط بگذارید و انتهای بازه زمانی مورد بررسی رو هم در انتها. (بعنوان مثال: پاییز ۱۳۸۹ سر خط و بهار ۱۳۹۴ انتهای خط)

۵. با خطوط عمودی، این بازه‌های رو به قطع‌های زمانی دلخواه تقسیم کنید.

۶. حالا برش‌ههای عمودی دارید از قطعات زمان در گذشته. حالا خطوط افقی رو بکشید. به ۵ ردیف نیاز داریم با این عناوین: اهداف، درس آموخته ها، موانع، موفقیت‌ها و افراد.

حالا تابلوی گذشته آماده است که شما تمام افکارتون رو توش نقاشی کنید. با خیال راحت به گذشته برید، در گذشته غرق نشید فقط سعی کنید با رجوع به خاطرات تلخ و شیرین، در هر خانه اطلاعات لازم رو تکمیل کنید. (باز هم بعنوان مثال: سال ۱۳۸۹ یا پاییز فلان سال، چه اهدافی داشتم، چه موانعی سر راهم بود، چه موفقیت‌هایی کسب کردم، چه درس‌هایی یاد گرفتم و چه آدم‌هایی در این مسیر کنارم بودند.)

یادمون باشه که آدمی که امروز اینجا ایستاده حاصلیه از تمام گذشته‌‌ای که از سر گذرونده. خوب یا بد، گذشته قابل تغییر نیست همونقدر که آینده قابل ساختنه. به آدمی که امروز اینجا ایستاده نمیتونیم افتخار کنیم، مگر اینکه به تمام گذشته اون افتخار کنیم، به تمام سختی‌ها، اشتباهات و موفقیت‌هاش و فردا روز دیگری نخواهد شد مگر اینکه از تمام آنچه گذشت به اندازه کافی یاد بگیریم.