بایگانی شهریور, ۱۳۹۲

وضعیت نسکافه‌ای

شنبه, ۲۳ شهریور, ۱۳۹۲

[وضعیت‌هایی در زندگی هست که سالهاست اسمشون رو گذاشتم وضعیت نسکافه‌ای. از اون وضعیت‌ها که نه مثل قهوه تیره هستند و نه مثل شیر سفید. وضعیت‌های دوگانه‌ای که همه ما در زندگی تجربه‌شون کردیم. از اون وضعیت‌ها که سر یک دوراهی می‌ایستیم. یا به نقطه تصمیم نرسیدیم و یا مسیر راه انتخابی‌مون اونقدر روشن نیست که بدونیم ما رو به کجا خواهد برد ... . در این پست سعی کردم تکنیک‌های تجربی ساده‌ای که در روزهای نسکافه‌ای برای خودم کار می‌کنه رو با شما به اشتراک بذارم...]

معمولاً روزهای نسکافه‌ای روزهای سختی هستند. روزهایی که نمی‌دونیم پاهامون رو روی کدوم زمین بذاریم و راه بریم. یه جور حس معلق بودن در زمان که یا در شرایطی که خودمون رو در مقابل چند انتخاب می‌بینیم بوجود میاد . یا وقتی که برای رسیدن به یک هدف، در حال شروع راهی هستیم که مسیرش برامون معلوم نیست. تنش و گفتگوهای مبهم درونی، نقاط تاریک روزهای نسکافه‌ای هستند که با این چند روش ساده می‌شه اون‌‌ها رو به حداقل رسوند:

اگر در مقابل چد مسیر قرار گرفته‌اید و انتخاب براتون سخته، پیشنهاد می‌کنم:

  1. هر انتخاب رو روی یک برگ سفید کاغذ بنویسید و زیر اون در دو ستون + و -، به ترتیب آنچه با این انتخاب به‌دست خواهید آورد و آنچه را از دست خواهید داد، لیست کنید. با این روش، ضمن مرتب کردن ذهن، انتخاب برتر را در نگاه اول شناسایی خواهید کرد. اگر قلباً با این انتخاب یگانه نیستید و تردید دارید، برگه‌ها را در گوشه‌ای بایگانی کرده و به سراغ مرحله بعد بروید.
  2. برای چند هفته، چند روز و حتی چند ساعت، تمرکز ذهن را از موضوع مورد انتخاب بردارید و به سراغ یک یا چند کار عقب‌افتاده این مقطع از زندگی خود بروید. برایش برنامه‌ریزی کنید و بدون اتلاف وقت برای انجام آن قدم بردارید. این کار می‌تواند تعمیر یک دستگاه در منزل، سر زدن به یک دوست قدیمی، شروع یک یادگیری و یا هر موضوع ساده و روزمره دیگری باشد. به خودتان قول بدهید که در این مدت به موضوع انتخاب فکر نخواهید کرد و به این قول وفادار باشید.

شاید باور نکنید اما با هین روش ساده، اغلب اوقات تصمیم متولد می‌شود و به ناگاه با تغییرات درونی یا بیرونی، خود را با یکی از انتخاب‌ها یگانه و نزدیک می‌بینید. در این حالت می‌توانید بار دیگر به سراغ برگه انتخاب‌ها بروید و با مرور و تکمیل یادداشت‌ها، تصمیم نهایی را اتخاذ کنید. به یاد داشته باشید در هر انتخاب، چیزهایی را از دست خواهید داد و چیزهای دیگری را به‌دست خواهید آورد، پس این حقیقت را بپذیرید، در مسیر خود استوار قدم بردارید و نگاهتان را از پشت سر برگردانید.

 اگر هم در ابتدای مسیری هستید که ادامه آن برایتان یک معماست- شرایطی مثل ازدواج، مهاجرت،‌آغاز یک کار و … پیشنهاد می‌‌کنم با این روش ساده انباشتگی‌های ذهن را کم تر کنید تا فضای آزاد ذهنی برای مدیریت ناشناخته‌های این مسیر جدید را داشته باشید:

  1. لیستی از تعهدات و کارهای نیمه تمام مسیر پشت سر تهیه کنید و به سرعت برای انجام یا تکمیل اونها برنامه‌ریزی کرده و بدون اتلاف وقت دست به کار شوید.
  2. سپس لیستی از کارهایی که حدس می‌زنید بتواند شما را برای مسیر رو به رو آماده‌تر کند، تهیه تهیه کنید و برای انجام تک تک آنها هم برنامه‌ریزی و بلافاصله اقدام را آغاز کنید.

در طول این مدت، از چشم دوختن به هدف یا نگرانی برای مسیر دست بردارید و در هر لحظه نهایت توان خود را برای محقق کردن برنامه کارهای این دو لیست و انجام آنها به بهترین شکل ممکن بکار بگیرید.

در این فضای پویا از یک سو با شور حرکت کنید و از سوی دیگر مانند چوب پنبه‌ای که در اقیانوس شناور است، خود را از نتیجه کار رها کنید. بپذیرید که کنترل تمام اتفاقات آینده در دستان شما نیست پس به روند اتفاقات زندگی اعتماد کنید. به این ترتیب با تکیه بر این گذشته پویا، انتخاب و تصمیم‌های بعدی شما روشن‌تر و مسیرتان آرام‌ آرام هموارتر خواهد شد.

وضعیت‌هایی در زندگی همه ما هستند که من بهشون می‌گم: «وضعیت نسکافه‌ای». شرایطی که باید تا ته اون رو سرکشید و تک تک لحظاتش رو با صبر و حوصله تجربه کرد، اون هم به تنهایی ….