بایگانی شهریور, ۱۳۹۱

گیاهخوار تندرست

جمعه, ۲۴ شهریور, ۱۳۹۱

[داشتن یه رژیم غذایی سالم و متعادل که بتونه نیازهای بدن رو تا حد کفایت برآورده و انرژی لازم برای حیات رو تامین کنه شاید یکی از بزرگترین دغدغه‌‌های انسان شهری باشه. خیلی وقت‌ها پیش میاد که در جمع دوستان و یا توی کلاس‌‌ها و محل کارم بحث تغذیه و به طور خاص گیاهخواری به میون میاد. راستش من هم جواب علمی خیلی از سئوالات رو نمی‌‌دونم و صرفاً در این جور مواقع از اطلاعات محدود و تجربه‌‌های شخصی خودم برای سهیم شدن با دیگران استفاده می‌‌کنم. رژیم غذایی من هم، رژیم کاملاً ساتویک(بدون سم) نیست. من در ماه چند بار گوشت قرمز می‌خورم، در هفته ۱ الی ۲ بار گوشت سفید و بقیه وعده‌هامو با میوه یا غذاهای گیاهی که اغلب به شکل پخته شده باشند پر می‌کنم و معتقدم هنوز خیلی از اصول تغذیه سالم رو نمی‌شناسم و یا نمی‌تونم به شکل کامل بهشون عمل کنم، با این حال میوه و سبزیجات تازه، لبنیات دامی غیرپاستوریزه، نوشیدن آب، خوردن چای از نوع سبز، خوردن قندهای طبیعی مثل خرما، نخوردن سس‌ها و ترکیبات مصنوعی و به طور کلی توجه به انتخاب غذا از جمله دغدغه‌های فکری‌‌ام محسوب می‌شه.

اخیراً با کتابی آشنا شدم که اونقدر به نظر خودم مفید بود که بدون هیچ مکثی عهد کردم بعد از مطالعه‌ توی وبلاگ معرفی‌اش کنم. این پست به معرفی کتاب «گیاهخوار تندرست» خواهد گذشت، کتابی که به نظرم می‌تونه خیلی از افراد رو از برزخ تغییر رژیم غذایی خارج کنه و به یه مسیر جدیدی ببره .... ]

نویسنده کتاب «گیاهخوار تندرست»، سوامی ساتچیداناندا از اساتید بزرگ یوگا در هند است. او که شاگرد سوامی شیواناندا یکی از معروف‌ترین اساتید صاحب سبک یوگا بود، به دستور استاد بعنوان پیام‌آور صلح به کشورهای مختلف دنیا سفر کرد و آموزه‌‌‌های یوگا را در اختیار زندگی‌های پرسرعت شهری غرب گذاشت. او دسامبر سال ۱۹۱۴ متولد شد و آگوست ۲۰۰۲ در سن ۸۷ سالگی چشم از دنیا فروبست. بخش عمده‌ای از زندگی‌اش را در شهر نیویورک گذراند و تا پایان عمر مردی سالم و فعال بود. او، خود عادات زندگی‌اش را اینگونه تعریف می‌کرد: «من در تمام عمرم گیاهخوار بوده‌ام. شب و روز کار می‌کنم. در ماه ۲۸ روز مسافرت میکنم. تقریباً هر روز با مردم مختلف ملاقات دارم، هر روز سخنرانی می‌‌کنم و با همه این‌‌ها فقط روزی یکبار و فقط غذای گیاهی می‌‌خورم و هنگامی که در سفر نیستم کارهای دستی انجام می‌هم، تراکتور می‌رانم، دستگاه‌‌های سنگین را تعمیر می‌کنم، اسب‌سواری می‌کنم …. »

در کتاب گیاهخوار تندرست، ساتچیداناندا به زبان بسیار ساده به بیان اصول غذایی پرداخته و به سئوالات زیادی در زمینه رژیم غذایی سالم از دریچه تجربه‌های شخصی و دانش و آموزه‌‌های خود پاسخ داده است. در مقدمه کتاب می‌‌خوانیم:«مردم اغلب از او می‌پرسند آیا یک نسخه برای رژیم غذایی سلامت دارید؟ و جواب آرامبخش و بدون تعصب او این است: من هرگز دلم نمی‌خواهد برای یک رژیم سلامت نسخه بپیچم زیرا آنچه که برای یک نفر شهد است ممکن است برای دیگری سم باشد. اصل و اساس متفاوت است، مدل زندگی‌ها تفاوت دارد. بنابراین هر کسی می‌بایست خودش تصمیم بگیرد که چه چیزی برایش بهترین است اما با این حال من رژیمی را پیشنهاد می‌کنم سم وارد بدن نمی‌کند، به آسانی هضم می‌شود و مواد مغذی کافی به بدن می‌رساند.»

در بخش نخست کتاب به مباحث زیادی در خصوص اینکه چرا اصولاً کسی باید گیاهخوار شود پرداخته شده‌است. مباحثی چون زهرآگینی گوشت، طبیعت بدن انسان، نیاز پروتئین بدن، نحوه زندگی با افراد غیرگیاهخوار، تاثیرات غذا بر روی ذهن و … در بخش دوم به زبان ساده پایه و اساس یک زژیم یوگایی شرح داده شده‌است و موضوعات جالبی چون چاقی از بدو تولد، تک غذایی و چند غذایی، روزه‌‌های مختلف، سم‌زدایی از بدن، خاصیت غذاها و … مطرح شده‌است. در بخش آخر نیز یک رژیم متعادل برای زندگی یک زندگی متعادل معرفی شده‌ و در آن به سئوالاتی از قبیل چه وقت غذا بخوریم، چه بخوریم، چه مقدار بخوریم، چگونه بخوریم و چگونه به آرامی گیاهخواری شویم پاسخ داده شده‌است.

مشخصات کتاب

عنوان اصلی The Healthy Vegetarian

عنوان ترجمه گیاهخوار تندرست

نویسنده سوامی ساتچیداناندا

تعداد صفحات ۱۲۷ صفحه

قیمت ۵۰۰۰ تومان

 

اگر از اون دسته افرادی هستید که به بدن خودتون بعنوان همراه همیشگی زندگیتون احترام می‌ذارید، خوندن این کتاب رو به جد توصیه می‌‌کنم.

از سر پیمان برفت، با سر پیمانه شد

پنجشنبه, ۹ شهریور, ۱۳۹۱

[«تعهد»، همیشه برای من یه دغذغه فکری بوده، یادم میاد همیشه شکل‌‌های مختلفی از قول و قرار رو تجربه می‌کردم. همیشه مطمئن بودم، نمی‌شه به زور تن به یه تعهد داد و یا اینکه کسی رو برای تن دادن به یه تعهد و برداشتن اون مجبور کرد. یکی از پررنگ‌ترین و مهمترین تعهد‌‌ها غیر از تعهدهایی که به دیگران می‌دیم،قول‌‌هایی هستند که به خودمون می‌دیم. قول‌های ساده‌ای مثل بیدار شدن زودتر از معمول از همین شنبه، یا رعایت رژیم غذایی سالم متناسب با نیازهای بدن، برداشتن مسئولیت‌‌های درونی توی فضای کاری تا قول‌‌ و قرارهای دوستانه و عاشقانه.... مهمترین چیزی که توی تمام قول و قرارها توجهم رو جلب می‌کرد، این بود که گاهی وفا کردن بهشون حجم زیادی انرژی ازم می‌گرفت و یه وقت‌هایی هم کاملاً برعکس من رو پر می‌کرد از حس زندگی.

الان که دارم این رو می‌نویسم جدیدترین شکل تعهد رو تجربه و درک کردم. دوست دارم این رو جایی ثبت کنم و با دنیای بیرون شریک بشم .... ]

عهد و پیمان واقعی راس یک هرمه. هرمی که سه ضلعش تشکیل شده از احساس، منطق و فیزیولوژی یا همون بافت و طبیعت سخت بدن.

شاید شما هم این رو توی زندگیتون تجربه کرده باشید، یه جاهایی هست که احساس، منطق و جسم آدم به یه فضایی کاملاً گرایش داره… حالا اون فضا می‌تونه فضای وجود یه آدم دیگه، یه کار یا یه هدف فردی باشه. مهم اینه که کاملاً احساس شور و هیجان ما رو برمی‌انگیزه. توی چنین فضایی ما آبستن برداشتن یک تعهد واقعی هستیم. توی چنین فضایی فقط کافیه که اراده کنیم و با عزم درونی پا روی عادت‌های قدیمی‌مون بذاریم یا به قولی از فرهنگ یوگا، عادت‌‌هامون رو قربانی کنیم. عادت فسیلی زیاد خوابیدن، پرخوری، وابستگی‌های بیمارگونه عاطفی، آزادی و بی‌بند و باری،  و یا هر کرختی عادت‌گونه و مصرف بی‌رویه دیگه توی زندگی‌ … نقطه قابل توجه اینه که توی همچین وضعیتی، نه تنها هیچ اصطحکاکی برای این قربانی دادن‌‌ها وجود نخواهد داشت بلکه انرژی‌ها به روانی یک رود، جاری می‌شوند و آدم هر لحظه بیشتر و بیشتر شور و شوق رو تجربه می‌کنه و برای حفظ اون تعهد احساس تازگی بیشتری می‌کنه..

و درست نقطه مقابل این شرایط وقتیه که یکی از این سه رکن اصلی هرم تعهد وجود نداره. نتیجه قطعی تن دادن به چنین تعهدهایی فقط خشم نسبت به خود و دیگران و همینطور تجربه سنگینی کوله‌باری از توقعات و انتظارات برآورده نشده از خود و دیگری و در نتیجه ناخشنودی محض خواهد بود.

بعنوان آدمی که همیشه فضای تعهد‌ خصوصاً تعهدهای شخصی برام خوشایند بوده و به استقبالشون رفتم حتی بعنوان آدمی که فضای تعهد‌هام رو بارها و بارها شکستم  و از مرزش عبور کردم و با برگشتن دوباره دیدم که چقدر بودن توی تعهد برام لذت‌بخش‌تر از نبودنشه، به عنوان آدمی که باور دارم برای رسیدن به هر هدفی در زندگی باید فضای تعهد رو زنده نگه داشت، یه چیزی رو با تمام وجود ابراز می‌کنم:

تعهد یک فضای زنده است، یک عشق واقعی به خود و زندگی. تعهد چیزی نیست که فرد دیگه‌ای اون رو در ما ایجاد کنه، تعهد یه فضای درونیه یه قول و قرار بین من با من. تو با تو . تعهد یه چیزیه که اگر بخوایم توش باقی بمونیم باید با تمام وجودمون باهاش یگانه بشیم و اگر باهاش یکی بشیم هیچ سنگینی رو روی دوشمون برای برداشتنش حس نمی‌کنیم. تعهد واقعی‌ترین ابزار برای رسیدن به هر هدفیه.

«تعهد» عین خود زندگیه …