بایگانی اسفند, ۱۳۹۰

عشقبازی به همین آسانی است …

جمعه, ۲۶ اسفند, ۱۳۹۰

[می‌خواستم پرونده وبلاگ در سال ۱۳۹۰ رو با تبریکی کوتاه همراه با این شعر زیبا از مجتبی کاشانی ببندم اما ظرف دیروز و امروز حس کردم چند خطی توی دلم مونده که دوست دارم در آخرین پست امسال بنویسم ....]

اونقدر نگاهش گرم بود که اول اصلاً‌ متوجه نشدم که نابیناست. خصوصاً وقتی به حرفات گوش می‌داد، جشم‌هاش رو درست به سمت صورتت نشونه می‌گرفت، انگار داره تک‌تک کلمات رو از چهره‌ات می‌خونه. گپ دلنشینی بود. گفت:«می‌دونی بهترین کاری که می‌شه برای یه نابینا انجام داد چیه؟» بعد ادامه داد:‌«ماکت‌سازی! مثلاً‌من هیچ تصوری از خونه ندارم، یا اینکه وقتی یه نفر برات دست تکان می‌ده دقیقاً زبان بدنش چه شکلیه. ما هیچ خاطره بصری نداریم برای همین برای تجربه لذت دیدن هر چیزی باید بتونیم با دست لمس و بعد تجسمش کنیم… اونوقته که وقتی تو از یه خونه حرف بزنی من می‌تونم تصورش کنم و وقتی برای یه دوست دست تکان می‌دم دیگه زبان بدنم غیرعادی نخواهد بود»، تلنگر محکمی بود برای خواب رفتگی‌‌های ذهنی‌ام …..

در آغاز فصلی سرشار از رنگ و زیبایی و در آستانه تحویل طبیعت از زمستان به بهار، بیایید برای لحظاتی چشم‌هایمان را ببندیم و دنیای بدون رنگ، بدون لذت چشیدن طعم لبخند یک دوست، بدون فرصت ابراز گفتنی‌ها، بدون شنیدین صدای پرندگان در یک دشت، بدون طراوت قدم زدن زیر باران و بدون شادی لمس دوست‌داشتنی‌ها را تصور کنیم. ایمان دارم پس از بازگشودن چشم‌‌ها، هجوم بهانه‌‌های ساده خوشبختی، نفسی تازه در روزهایمان خواهد دمید.

عشقبازی به همین آسانی است

که گلی با چشمی

بلبلی با گوشی

رنگ زیبای خزان با روحی

نیش زنبور عسل با نوشی

کارهموارۀ باران با دشت

برف با قلۀ کوه

رود با ریشۀ بید

باد با شاخه و برگ

ابر عابر با ماه

چشمه‌ای با آهو

برکه‌ای با مهتاب

و نسیمی با زلف

دو کبوتر با هم

و شب و روز و طبیعت با ما!

عشقبازی به همین آسانی است

شاعری با کلماتی شیرین

دستِ آرام و نوازش‌بخش بر روی سری

پرسشی از اشکی

و چراغ شب یلدای کسی با شمعی

و دل‌آرام و تسلا و مسیحای کسی یا جمعی

عشقبازی به همین آسانی است

که دلی را بخری

بفروشی مهری

شادمانی را حرّاج کنی

رنج‌ها را تخفیف دهی

مهربانی را ارزانی عالم بکنی

و بپیچی همه را لای حریر احساس

گره عشق به آن‌ها بزنی

مشتری‌هایت را با خود ببری تا لبخند

عشقبازی به همین آسانی است

هر که با پیش سلامی در اول صبح

هرکه با پوزش و پیغامی با رهگذری

هرکه با خواندن شعری کوتاه با لحن خوشی

نمک خنده بر چهره در لحظۀ کار

عرضۀ سالم کالای ارزان به همه

لقمۀ نان گوارایی از راه حلال

و خداحافظی شادی در آخر روز

و نگهداری یک خاطر خوش تا فردا

و رکوعی و سجودی با نیت شکر

عشقبازی به همین آسانی است

نوروز پیشاپیش مبارک