بایگانی مرداد, ۱۳۹۰

رها چون بدنی بی‌جان

دوشنبه, ۳۱ مرداد, ۱۳۹۰


[شاواسانا، یا حالت بدن بی‌جان یکی از شناخته شده‌ترین حالت‌‌های رهاسازی در یوگاست. اگر تنها یک جلسه در یک کلاس یوگا شرکت کرده باشید، باز هم این آسانا رو تجربه کرده‌اید. تجربه رهایی بدن با حفظ آگاهی ذهن .....]

به منظور رهاسازی بدن در ابتدا، فواصل و نیز در پایان انجام  یک دوره آسانا بصورت فردی و یا در قالب یک کلاس گروهی، قرار گرفتن در یکی از وضعیت‌های رهاسازی توصیه می‌شود. به این ترتیب فرد می‌تواند بدن، ذهن و تنفس را برای آغاز انجام حرکات آماده و سپس بین انجام حرکات مختلف، خستگی و انقباضات بدن را رفع کرده و نیز در پایان انجام یک دوره از حرکات، انقباضات جزئی عضلات و التهابات دستگاه تنفس را آرام نماید، با ذهنی هوشیار و با احساس آرامش و صلح درونی به دنیای بیرون از فضای فردی خود باز گردد.

وضعیت‌های رهاسازی در یوگا بسیار متنوع هستند. نوع و میزان مکث این وضعیت‌ها در روش‌های مختلف متفاوت است. با این حال یکی از وضعیت‌های مشترک و بسیار شناخته شده در تمامی روش‌های انجام آساناهای یوگا، وضعیت بدن بی‌جان یا شاواسانا است که معمولاً در پایان کلاس یا یک دوره تمرین فردی انجام می‌گیرد. قرار گرفتن در این وضعیت به ظاهر ساده یکی از سخت‌ترین و پیچیده‌ترین حرکات یوگا محسوب می‌شود.

برای تجربه این وضعیت، روی زمین دراز بکشید. پاها را با فاصله از یکدیگر قرار دهید بصورتی که انگشتان و کف پاها به سمت زمین رها شوند. سر را بلند کرده و انگشتان پا را نگاه کنید، سپس با کمک دستان پوست گردن را به سمت کف سر کشیده و به همین شکل آرام آرام سر را روی زمین قرار دهید. اگر این بخش را درست انجام داده باشید، چانه شما به حفره گردن کمی نزدیک و پوست کف سر کاملاً روی زمین پهن خواهد شد. سپس دستان را با فاصله از بدن روی زمین کاملاً رها کنید. چند ثانیه به سقف خیره شده و سپس آرام آرام اجازه دهید پلک‌ها سنگین و روی چشم‌ها قرار گیرند. تا این مرحله موفق شده‌اید بدن را به سادگی در این وضعیت قرار دهید. از این مرحله به بعد باید با آگاهی کامل به سراغ رهاسازی ذهن و دستگاه تنفس بروید. به دم و بازدم ناخودآگاه خود، توجه کنید و اجازه دهید وزن بدن با هر بازدم بیشتر و بیشتر به زمین سپرده شود و به این ترتیب آرامش را بیشتر و بیشتر تجربه کنید. آگاهی ذهن را در نقاط مختلف بدن حرکت دهید، با چشمان بسته نقاط مختلف بدن را نظاره کنید و انقباضات جزئی عضلات را از نهانی‌ترین لایه آن بصورت آگاهانه رها کنید. این بخش نیاز به تمرین و تجربه بیشتر دارد و در دفعات نخست عملی‌کردن آن تقریباً ناممکن است. با این حال یکی از نقاطی که به سادگی و با کمی توجه متوجه انقباض آن خواهید شد، عضلات شکم است. در این وضعیت به مدت ۵ الی ۱۰ دقیقه مکث نموده سپس به آرامی انگشتان دست و پا را حرکت داده، بدن خود را بر روی زمین احساس کرده و با چشمان بسته از سمت راست بلند شوید و بنشینید.

به یاد داشته باشید، هر چند ظاهر این وضعیت شبیه خوابیدن است اما در حقیقت نوعی استراحت آگاهانه محسوب می‌شود. بنابراین در تمام دقایق، آگاه و هوشیار باقی بمانید و هیچ‌گاه به سرعت از این حالت خارج نشوید. برای برخی از افراد بستن چشمان در این حالت باعث ایجاد ناآرامی درونی می‌شود، لذا می‌‌توانید در صورت نیاز چشم‌ها را باز/نیمه‌باز نگه دارید. همچنین برای افرادی که مبتلا ب بیماری صرع هستند پیشنهاد می‌شود، رهاسازی پایان کلاس را با قرارگرفتن در یکی از وضعیت‌‌های صحیح نشستن در یوگا و با چشمان نیمه باز انجام دهند. از آنجا که قرارگرفتن در این حالت معمولاً باعث کاهش دمای بدن به میزان چند درجه می‌شود، لذا می‌توانید قبل از رفتن به حرکت، از یک پتوی نازک یا ملحفه برای پوشاندن سطح بدن استفاده نمایید. همچنین در برخی از کلاس‌ها، کیسه سبکی برای قراردادن روی چشم‌ها به منظور افزایش تمرکز در طول حرکت، در اختیار شاگردان قرار می‌گیرد.

هیچ‌گاه کلاس یوگا یا تمرینات فردی خود را بدون انجام شاواسانا و یا قرار گرفتن در یکی دیگر از وضعیت‌‌های رهاسازی ترک نکنید. در صورت تجربه حس خوشایند انجام این آسانا،می‌‌توانید علاوه بر  پایان حرکات، پیش از آغاز آنها و به منظور رفع خستگی در ساعت‌‌های مختلف روز نیز آن را انجام دهید.

منبع کمکی: The Sivananda Companion to Yoga

چون ذره به رقص اندر آییم …

جمعه, ۲۱ مرداد, ۱۳۹۰

[ «رقص یکی از روش‌های قدیمی طریقت است، رقص نوعی مراقبه است.. برقصید،‌به رقصیدن و رقصیدن و رقصیدن بدون توجه به اطراف ادامه دهید و بعد برای یک لحظه از چنین جذبه‌ای، از چنین حرکتی، انرژی مفرط و حالتی بوجود می‌آید که در آن دیگر این خود صخره مانند محو می‌شود و فقط رقصیدن وجود خواهد داشت. رقاص محو می‌شود و تنها رقص باقی خواهد ماند ....»

شاید بدون اغراق، این چند خط یکی از تاثیرگذارترین بخش‌های کتاب «آواز سکوت» اوشو در زندگی بیرونی من بود. به خوبی به یاد می‌آورم که در سنین کم‌تر خصوصاً ایام نوجوانی رقصیدن در مجالس و میهمانی‌ها یکی از بزرگترین عذاب‌هایی بود که گریبان من رو می‌تونست بگیره.. بعدها که کمی بزرگتر شدم به سختی یاد گرفته بودم که چطور خودم رو مودبانه از دعوت اطرافیان به رقص در یک جمع نجات بدم. تا وقتی با لذت مراقبه آشنا شدم، و بعد مطالعه این چند خط من رو برای تجربه رقص با این نگاه ترغیب کرد... ]

امروز، در ابراز این نظر کاملاً‌ مصمم هستم که رقصیدن با رعایت شرایطی، درست معنای اصیل مراقبه است. آنجا که می‌رقصی بدون توجه به آنکه دیده شوی، آنجا که بدنت را رها می‌کنی تا با آواز روحت به حرکت درآید و بعد نظاره‌اش می‌کنی تا هر آنجا که می‌‌خواهد برود، بدون شک حس خوشایند خلسه ذهن در مراقبه را تجربه خواهی کرد.

همانطور که در مراقبه تنها ساختار بیرونی قرار گرفتن بر روی زمین با ستون فقرات صاف و کشیده‌است، تنها اصل حاکم بر رقص هم حفظ تعادل با قرار گرفتن پاها بر روی زمین است. از این جا به بعد تو می‌مانی و ممارست برای رهایی. آنجا بازیچه‌‌هایی به ذهن می‌دهی برای دیدن تا رهایی را در نظاره کامل بیابد و اینجا، بدن را به دست ذهن می‌سپاری تا سازش را بنوازد و سپس سکوت را عمیقاً تجربه کند. در هر دو سبک خواهی شد، و هر قدر بیشتر بروی و خودت را به این جذبه بیشتر بسپاری سبک‌‌تر و سبک‌تر خواهی شد. با این نگاه دیگر مهم نیست که با چه فرهنگی برقصی. چه موزیکی نواخته شود. از روی اصول برقصی و یا رها و فارغ از هر قید و شرطی. تنها برقصی یا با دیگری و دیگرانی که تو را همراهی می‌کنند. مهم خود رقص است، مهم حرکت آزادانه روح در بدن است.

در رقص خود را خواهی شناخت، تمام رفتارهای برگرفته از ناخودگاه ناشناخته‌ات را خواهی دید.. تمام خودخواهی‌ها، ترس‌ها و تمام کودکانه‌‌هایت را …. اگر با دیگری یا دیگرانی می‌رقصی، به سادگی می‌توانی خودت را در روابط و اجتماع بشناسی. آنجا که نگران می‌شوی، آنجا که زور می‌گویی، آنجا که از رها کردن خودت می‌هراسی آنجا که تسلیم نمی‌شوی و بیهوده می‌جنگی، آنجا که فرصت شکست را از خودت دریغ می‌کنی و از یاد می‌بری خندیدن به اشتباهاتت را، آنجا که ترس از دست دادن داری و آنجا که شادی رفتن بی‌‌هدف را تجربه می‌‌کنی ….

این نوشته را با اشاره به چند خط از کتاب «ساحره پورتوبلو» به قلم پائولو کوئیلو خاتمه می‌دهم. به امید آنکه حال که به جشن زندگی دعوت شده‌ایم تا می‌توانیم خوش برقصیم به هر ساز و هر نوایی که به رهایی روحمان نزدیک‌تر است.

«رقص، رشد و سربرآوردن در فضاست، کشف حدود و ابعاد تازه است. آن هم در حالی‌که هنوز پیوندت را با بدنت حفظ می‌کنی. وقتی می‌رقصی، جهان معنوی و جهان واقعی موفق به همزیستی با هم، با شادی کامل می‌شوند. شاید بالرین‌های کلاسیک به این دلیل روی نوک انگشتان پا حرکت می‌کنند که همزمان هم زمین را لمس می‌کنند و هم به آسمان‌ها می‌روند…»

یوگا یا پیلاتس؟ مسئله این است ….

جمعه, ۱۴ مرداد, ۱۳۹۰

[حرکات و ساختار مشابه دو ورزش یوگا و پیلاتس بحث داغ این روزها در محافل ورزشی است. خیلی وقته که این پست رو بصورت نیمه کاره نوشته بودم و از اونجا که خودم تجربه ورزش پیلاتس رو نداشتم، مترصد فرصتی بودم که بتونم یک کلاس پیلاتس رو از نزدیک ببینم و بعد این پست رو کامل و منتشر کنم. این فرصت دست داد و بالاخره موفق شدم جواب خیلی از سئوالاتم رو در مورد این ورزش و تفاوت اون با یوگا بگیرم...  ]

عمر ورزش پیلاتس به حدود ۸۰ سال می‌رسد و اولین بار توسط یک ورزشکار آلمانی به اسم Joseph Pilates به منظور توانبخشی سربازان ابداع شد که در آن از ابزارهای کمکی تحت عنوان Reformer و Cadillac برای بازگرداندن وضعیت بدنی فرد به قدرت و حالت طبیعی استفاده می‌شد.

این ورزش که هدف آن بیشتر بالابردن قدرت و پایداری بدن بود به سرعت و به منظور افزایش میزان آگاهی و هماهنگی بدن، مورد توجه رقصنده‌ها قرار گرفت و به این ترتیب جای خود را در بین ورزش‌های محبوب اروپایی باز کرد.

این روزها ورزش پیلاتس نیز مانند یوگا بر روی زمین و Mat و بدون استفاده از ابزارهای سنتی متداول آن انجام می‌گیرد و اگر چه مجموع حرکات پیلاتس شباهت بسیاری به آساناهای یوگا دارد، با این حال نمی‌‌توان از تفاوت‌های بنیادی آنها نیز بی‌توجه گذر کرد.

یوگا ورزشی با قدمتی بیش از ۵۰۰ سال و برخواسته از فرهنگ مشرق زمین است. حال آنکه ورزش پیلاتس،‌یک ورزش نسبتاً نوظهور غربی محسوب می‌شود. اما بدون توجه به تاریخچه این دو ورزش، هر دو با قرار دادن بدن در وضعیت‌های مشابه، منجر به افزایش انعطاف و قدرت عضلات بدن می‌شوند و تفاوت عمده آنها را می‌توان در تاثیری که بر روی ذهن می‌گذارند جویا شد.

یوگا بیش از یک ورزش، یک دیسیپلین اخلاقی است که علاوه بر تمرین‌‌های بدنی شامل رژیم غذایی، دستورات اخلاقی، تمرینات تنفسی و مراقبه با هدف تسهیل گردش انرژی حیاتی در بدن و در نتیجه فراهم آوردن فضای آسایش و آرامش ذهنی است. تمرکز تمرینات در ورزش پیلاتس بر روی قدرت بخشیدن به عضلات و بافت‌‌های بدن، طی انجام حرکات و با حفظ تکنیک است. یکی دیگر از تفاوت‌های عمده این دو ورزش در مکانیزم تنفسی است. در انجام آساناهای یوگا، دم از بینی وارد و بازدم نیز از بینی خارج می‌شود در حالی‌که در ورزش پیلاتس مانند بسیاری دیگر از ورزش‌ها، طی انجام حرکات، دم از بینی و بازدم از طریق دهان انجام می‌شود.

اگر تجربه حضور در کلاس یوگا را داشته باشید، اولین تفاوت چشم‌گیر آن با یک کلاس پیلاتس در تعدد و سرعت انجام حرکات است که فاصله بین سه مرحله مهم انجام یک آسانا در یوگا شامل رفتن به حرکت، ایستایی در آن و بازگشت از حرکت را بسیار کمرنگ‌ می‌‌کند. همچنین رهاسازی بدن در ابتدا و انتهای کلاس و تمرکز ذهنی بر روی نواحی تحت تاثیر در فواصل بین حرکات، معمولاً در چیدمان یک کلاس پیلاتس دیده نمی‌‌شود.

اگر به دنبال یک روش پویا برای افزایش قدرت و انعطاف بدنی خود هستید و می‌خواهید ورزشی تازه و متفاوت را تجربه کنید، بدون تردید ورزش پیلاتس تجربه خوشایندی برای شما خواهد بود. با این حال مثل همیشه پیشنهاد شخصی من تجربه روش‌های مختلف و انتخاب آن چیزی است که با نیاز روح و آمادگی بدن شما هماهنگ‌تر است.

دمی در خلوتگاه درون

جمعه, ۷ مرداد, ۱۳۹۰

[روزهای آغازین نواختن «آواز سکوت» بود. شک داشتم که اصلاً کسی به بلاگ من سر بزنه، با این‌حال تپش نوشتن داشتم. تا اینکه امیر مهرانی یکی از دوستان و همکاران خوب من در چارگون که با ایده‌ها و انتقال تجربه‌‌اش من رو برای راه‌‌اندازی وبلاگ خیلی راهنمایی کرده بود، بهم پیشنهاد داد که یک پست بصورت میهمان برای وبلاگ‌ پرمخاطبش تهیه کنم تا از این طریق بتونم خودم رو به دنیای وبلاگ‌نویسی معرفی کنم. و حالا چند روزی است که نویسنده وبلاگ The Coach توی بیمارستان بستری شده. به همین خاطر دوست داشتم این پست رو یک بار دیگه توی وبلاگ خودم درج کنم. انجام این تمرین ساده و بی‌ادعا خیلی وقت‌ها توی پیچ و خم‌های زندگی به کمک من می‌آید. هر کسی روشی برای رسوندن خواسته‌ها و آرزوهاش به گوش دنیا داره، ازتون می‌خوام اگر از رهگذر این تمرین آرامش رو تجربه کردید، توی اون لحظات بی‌ذهنی برای امیر مهرانی هم که یک آدم حرفه‌ای و کاملاً‌ با اخلاق برای دنیای امروز محسوب می‌شه، آرزوی سلامتی کنید.]

روزهای مشغله های طولانی، شب های بیداری به درد تکنولوژی، روزهای بی سکوت، شب های بی آرامش، حضور تنیده شده ما به انواع و اقسام روابط و آدم ها،  همه و همه حاصل دنیای امروز ماست. دنیایی که با تمام خوبی ها و پیشرفت هایش ما را از طبیعت و مهمتر از همه از خودمان جدا ساخته است. اگر شما هم از آن دسته کسانی هستید که از ساعات زیاد کار و کلاف های فکری پیچ در پیچ خسته اید و به دنبال راه حلی ساده و در دسترس برای سکوت و تمرکز ذهن خود می گردید، چند دقیقه از وقت خود را به مطالعه این مطلب بگذرانید.

مراقبه (Meditation)یکی از قدیمی ترین راهکارهای بشر است برای رسیدن به آرامش ذهن.  برخی بر این باورند که ریشه نیایش های مذهبی را نیز می توان در نیاز طبیعی انسان برای خلوت با خود، قرار گرفتن و ارتباط با وحدت و یگانگی هستی،  جستجو کرد. هر چند برخی از تکنیک های مراقبه های طولانی که این روزها در انواع مختلف و بی محابا بعنوان ابزاری برای رسیدن به آرامش در دسترس همگان قرار می گیرد، نیازمند تمرینات جسمی و ذهنی زیادی است، اما تمرین ساده ای که در اینجا آمده است می تواند شما را بی واسطه  با لذت و تاثیر مراقبه، آنگونه که هست آشنا سازد.

هر روز صبح پیش از آغاز مشغله‌های روزانه و یا عصر پس از پایان آنها، در یکی از نقاط دنج و آرام خانه، در سکوت کامل، در یکی از وضعیت‌های نشستن مانند دو زانو یا چهار زانو بر روی زمین قرار بگیرید.  کف دست یا پشت دست را روی زانوها رها کنید. تنها نکته‌ای که باید در طریقه نشستن خود در نظر بگیرید، صاف نگه داشتن ستون فقرات است. می توانید پشت خود را کمی به دیوار تکیه داده و یا زیر نشیمن گاه خود را با یک حوله یا پتوی نازک تاشده، پر کنید و به این ترتیب فشار را از روی کمر و ستون فقرات خود بردارید. حتی اگر به دلیل مشکلات زانو و یا عدم انعطاف کافی بدن، قرار گرفتن در وضعیت نشسته بر روی زمین شما را آزار می دهد، با پشتی صاف روی لبه یک صندلی بنشینید. ستون فقرات را تا حد ممکن صاف و کشیده نگه دارید. هر گونه حرکتی که لازم است به بدن خود بدهید تا در یک وضعیت امن و راحت خود را حس کنید. اکنون آرام آرام پلک ها را روی یک دیگر رها کنید. تنها کاری که از این به بعد باید انجام دهید این است حواس را از عوامل بیرونی به سمت درون خود هدایت کنید. شاهد هر آنچه که درون شما می گذرد باشید. بدون هیچ تفسیری. بدون باز کردن چشم ها، شاهد وضعیت نقاط مختلف بدن و افکاری که در ذهن شما در حال چرخش هستند، باشید. صید قلاب هیچ یک از افکارتان نشوید و با آنها به جایی نروید. با هیچ کدام مبارزه نکنید.تنها ببینید و بگذرید. روزهای نخست می توانید به روی دم و بازدم خود متمرکز شوید. دم های خنک و بازدم های گرمی که از وجود شما نشات می گیرند و به شما زندگی می بخشند. در درون همه ما، فضای امنی هست که از هر گونه، ترس، اضطراب، احساسات منفی و نگرانی مبراست، به دنبال آن نقطه در درون خود بگردید. پس از گذر چند دقیقه، آرام دست ها را مقابل سینه به نشانه سپاس از هر آنچه هست و نیست، روی هم قرار داده و سر را کمی به سمت زمین متمایل کنید. سپس چشم ها را آرام آرام به سمت زمین بازکنید.

برای استفاده هر چه بیشتر از این تمرین نکات زیر را به خاطر داشته باشید:

  1. تمرین را در یک فضای مطبوع، با نور کم و در سکوت کامل انجام دهید. سعی کنید فضای ثابتی از خانه را به انجام این تمرین اختصاص دهید و هر روز در همان مکان تمرین کنید.
  2. تمرین را می توانید یک یا دو بار در روز انجام دهید.
  3. تمرین را در وضعیت خواب آلودگی و بلافاصله پس از صرف غذا انجام ندهید.
  4. در صورتی که بستن جشم ها شما را بی قرار می کند، آنها را نیمه باز و آرام به سمت زمین نگه دارید.
  5. پیش از آغاز انجام روزانه و مرتب تمرین با خود قراری بگذارید. به خود قول دهید که مثلاً در مدت n روز تمرین را بصورت منظم انجام خواهید داد. بهتر است عدد n رابا اعداد کوچک آغاز کنید. ممکن است ذهن در بدو پرورش قدرت نگه داشتن تعهد برای زمان طولانی را نداشته باشد.
  6. خود را موظف به انجام منظم این تعهد در مدت زمان تعیین شده کنید. ممارست در رعایت تعهدهای شخصی با انجام یک تمرین ساده روزانه و یا به جا آوردن یک منسک، به شما کمک می کند تا در کارهای روزمره، نظم و تمرکز خود را افزایش دهید.
  7. پس از پایان هر دوره، اگر موفق به رعایت تعهد شدید، خود را تشویق کنید.
  8. در ابتدا حداقل ۵ دقیقه قرار خود را در وضعیت تمرین حفظ کنید. پس از آن می توانید تا زمانی که ماندن در این حالت برای شما خوشایند است، مدت زمان تمرین را افزایش دهید.