بایگانی آذر, ۱۳۸۹

معمای گردش انرژی بدن

جمعه, ۲۶ آذر, ۱۳۸۹

[ یوگا، فرهنگ سادگی است .هر چند که این روزها مفاهیم انتزاعی کالبد انرژی، سادگی یوگا را خدشه دارکرده‌است با این حال یوگا چیزی نیست جز اتصال فرد با خود، ذهن با جسم و تمرین تکرار تجربه حضور این دو دوست قدیمی در کنار هم، تجربه‌ای که خاطره آن از دوران کودکی با ماست. آنچه خواهید خواند حاصل هضم برخی از مباحث کالبد انرژی و تعبیر ساده آنها در تاثیر تمرینات یوگا بر سطح انرژی بدن است.]

دنیای مادی و بدن فیزیکی موجودات زنده، تنها واقعیت حاکم در دنیا نیست. بدن می‌میرد اما نیروی حیاتی که به بدن انرژی می‌بخشد بنا بر قوانین فیزیک هر گز نمی‌میرد و تنها به نوع دیگری از انرژی مبدل می‌گردد. این حقیقت که ورای بدن فیزیکی، بدنی از جنس انرژی وجود دارد، حقیقتی است که این روزها دانش پزشکی نیز بر آن صحه گذاشته است و شما می‌‌توانید با مراجعه به مراکز پزشکی، از بدن انرژی خود همچون بدن فیزیکی تصویربرداری کنید. سطح آگاهی همه موجودات زنده بسته به امواج انرژی حیاتی در بدن آن هاست. سطح امواج انرژی حیاتی حیوانات، پایین‌تر از انسان است و امواج انرژی همه انسان‌‌ها نیز در یک سطح نیست.

به طور کلی سیستم انرژی بدن، شامل بدن لطیف یا بدن انرژیک، مراکز انرژی (چاکراها) وکانالهای انرژی(نادی‌ها) است.

با بیانی ساده ، بدن لطیف را بدنی مشابه بدن فیزیکی اما از جنس انرژی تصور کنید. همانطور که در تصویر مشاهده می‌کنید، چاکراه‌ها، ۷ مرکز در نقاط مختلف بدن هستند که انرژی حیاتی را از خود عبور داده و به مرکز بعدی منتقل می‌کنند. هر چاکرا بر عملکرد بخشی یا بخش‌هایی از بدن فیزیکی و حالت‌ یا حالاتی روحی تاثیر گذار است. اسامی و محدوده این چاکرا‌ها در بدن فیزیکی(با توجه به شماره‌گذاری تصویر)  به شرح زیر است:

۱- مولادهارا (چاکرای پایه) : بین معقد و اندام تناسلی مرتبط با دنبالچه

۲- سوادیستانا (چاکرای خاجی): قسمت بالای استخوان خاجی تقریباً بالای اندام تناسلی

۳- مانی پورا (چاکرای مرکز ناف): دو انگشت بالای ناف

۴- آناهاتا (چاکرای قلب): وسط قفسه سینه

۵- ویشودها (چاکرای گردن): در حفره بین گردن و حنجره

۶- آجنا (چاکرای پیشانی): یک انگشت بالای حفره بینی

۷- ساهاسرا (چاکرای تاج سر): وسط تاج سر

نادی‌ها هم در حکم رگ‌ها و مویرگ‌های بدن لطیف هستند که وظیفه انتقال انرژی را از چاکرا‌ها به بخش‌های مختلف بدن لطیف و در نتیجه انرژی‌رسانی به اندام‌‌های مختلف بدن فیزیکی را عهده‌ار می‌باشند.

انجام هر یک از تمرینات یوگا، در ارتباط با یکی از بخش‌‌های بدن لطیف است.هنگامی که  در یک تمرین ساده فیزیکی(آسانا)، ستون فقرات دستخوش انبساط و انقباض می‌شود و  یا ناحیه قفسه سینه باز و گسترده می‌شود و به این واسطه بدن ماساژ فیزیکی دریافت می‌‌کند، چاکرای مربوطه در بدن لطیف نیز در اثر انبساط و انقباض ایجاد شده، به حرکت درآمده و گردش و عبور انرژی را تسهیل می‌‌کند و درست مانند سیستم گردش خون، در این حالت انرژی بیشتری در سطح نادی‌‌ها جریان می‌یابد و گرفتگی‌های فیزیکی و روحی فرد به مرور زمان بهبود می‌یابد.

باری! علی‌رغم تمام توضیحات من بر این باورم که برای لذت بردن از تمرینات یوگا هیچ نیازی به انباشتن دانسته‌ها و اطلاعات بیشتر در مورد بدن لطیف نیست. یوگا از هرگونه دست‌درازی خارجی به بدن لطیف فرد مبراست. هر چند حاصل بی‌واسطه تمرینات جسمی، تنفسی و رعایت تغذیه سالم در فرهنگ یوگا، گردش آسان‌تر انرژی در سطح بدن لطیف است با این حال این تاثیر بر اثر عوامل درونی بدن فرد و نه دخالت عوامل بیرونی است. تنها کافی است بدن فیزیکی را به لذت تمرینات ساده یوگا آغشته کنید. که به قول سهراب:

کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ،

کار ما شاید این است

که در «افسون» گل سرخ شناور باشیم….

منبع کمکی: کتاب چاکرا درمانی (درمان از طریق مراکز انرژی)‌ نوشته شلیلا شارامون و بودوجی باجینسکی

یوگا پشت میزهای بسته- تمرین چهارم

جمعه, ۲۶ آذر, ۱۳۸۹

[یکی از عارضه‌‌های شایع در نشستن‌های طولانی پشت میز کار، انحنای ستون فقرات و در نتیجه کمر درد است. تمرین این هفته، یکی از بهترین تمرینات رها‌سازی گرفتگی‌‌های ستون فقرات و درمان خوبی برای دردهای کمری است. این تمرین را در دو مرحله و بصورت پیوسته انجام دهید.]

برای انجام مرحله اول این تمرین، روی لبه صندکی نشسته، و کف هر دو پا را موازی با یکدیگر در فاصله کمی از هم روی زمین مستحکم کنید. دست‌ها را روی زانوها قرار دهید. ستون فقرات را کاملاً صاف و قفسه سینه را گسترده کنید. همراه با دم، آرام آرام، حرکتی موجی شکل را در طول ستون فقرات به سمت جلوی بدن ایجاد کنید. برای این کار،‌ ابتدا کمر را گود کرده،‌ سپس انحنای ایجاد شده را تا بازشدن کامل قفسه سینه ادامه داده و در کل ستون فقرات گسترش دهید. در پایان مرحله اول، موج را به سمت گردن هدایت نمایید. به این ترتیب سر، آخرین عضوی است که به سمت بالا کشیده می‌شود، در این حالت نگاه را به سمت سقف متمایل کنید و چند در لحظه با دم و بازدم جاری در این وضعیت بمانید.

برای آغاز مرحله دوم، دم بگیرید و همراه با بازدم،‌ حرکت موج گونه را در جهت معکوس در ستون فقرات ایجاد کنید. به این ترتیب، انحنای ملایمی در کل پشت بدن به سمت خارج شکل خواهد گرفت. حرکت را باز هم از انتهای ستون فقرات آغاز کنید، کمر را به سمت بیرون بدن بفرستید و سپس موج را تا انتهای مهره‌های گردنی گسترش دهید. دقت کنید که سر، آخرین عضوی است که در پایان این مرحله از حرکت به سمت پایین رها می‌شود. در پایان حرکت، نگاه را به سمت زمین هدایت کنید و با دم و بازدم جاری، چند لحظه در حالت رهایی باقی بمانید.

کشش پشت بدن در این حرکت، کشش بسیار ملایمی است که به مهره‌های کمری و گردن فشاری وارد نمی‌کند لذا برای انجام آن ممانعتی وجود ندارد. شما می‌توانید این حرکت، که برگرفته از حرکت گربه (Marjariasana) در یوگا است، را در فواصل مختلف روز به تعداد ۲ یا ۳ بار متوالی انجام دهید و به این ترتیب خستگی‌های ناشی از نشستن‌های طولانی را از طول ستون فقرات خود خارج کنید. همچنین این حرکت ماساژ بسیار خوبی برای کلیه‌ ها است. لذت انجام این حرکت، گوارای وجود.

یوگا پشت میزهای بسته- تمرین سوم

یکشنبه, ۲۱ آذر, ۱۳۸۹

[از دوستانی که با نوشته‌‌هاشون روی پست قبلی این سری از تمرینات، من رو برای ادامه اون‌ها تشویق کردند، ممنونم. ابراز شما عزیزان باعث شد تا من خودم رو به نوشتن هفته‌ای یک پست از این گروه متعهد کنم. امیدوارم همچنان که در بند میزهای کار هستید،‌ فرصتی به بدنتون برای رفع خستگی بدید و از این تمرینات تسهیل‌شده یوگا بهره کافی رو ببرید.]

حرکت این هفته، برگرفته از یکی از حرکات بسیار خوشایند یوگا است. حرکت شعاع نور یا  Marichyasana از گروه حرکات پیچ محسوب می‌شود که با ایجاد پیچشی ساده و لذت‌بخش در طول ستون فقرات، ابزار خوبی برای رفع خستگی‌‌ و ماساژ اندام‌‌های شکمی است.

برای انجام این حرکت، با ستون فقرات صاف، بر روی صندلی بنشینید. کشیدگی ستون فقرات را تا حد امکان افزایش دهید. دم بگیرید و با بازدم دست راست را به عقب برده و بر روی گوشه سمت راست پشتی صندلی بگذارید. بار دیگر دم بگیرید و با بازدم، دست چپ را روی گوشه سمت راست پشتی صندلی بگذارید و دست راست را به سمت گوشه چپ پشتی صندلی ببرید. دقت داشته باشید که کشیدگی ستون فقرات را در طول حرکت، کاملاً حفظ کنید و قفسه سینه را تا حد امکان باز و گسترده نگه دارید.  در مرحله آخرمی‌توانید دم بگیرید و با بازدم، گردن را به سمت چپ بچرخانید و همچنان که چانه را به موازات زمین نگه داشته‌اید، به شانه سمت چپ نگاه کنید. چند ثانیه در این حالت باقی بمانید، دم و بازدم در وضعیت مکث، جاری است. پس از چند دم و بازدم، دم بگیرید و همراه با بازدم، ابتدا سر را به سمت راست برگردانید، سپس دست راست را کنار دست چپ آورده و آهسته از پیچ بازگردید. چند ثانیه چشم‌‌ها را ببندید و به لذت انجام این حرکت در بدن خود آگاه شوید، حرکت را به طرف سمت دیگر تکرار کنید.

در انجام این حرکت نکات زیر را حتماً درنظر داشته باشید:

۱. حرکت را در صورت آسیب‌دیدگی ستون فقرات، سردرد و یا عادت ماهیانه برای خانم‌ها انجام ندهید.

۲. کشیدگی ستون فقرات را در طول حرکت حفظ کنید و شانه‌‌ها را رها نگه دارید.

۳. رفتن به حرکات گروه پیچ‌ و نیز بازگشت از آنها، می‌بایست مرحله به مرحله و همراه دم و بازدم انجام نشود. از انجام یکباره حرکت اکیداً خودداری کنید.

۴. کسانی که از مشکلات ناحیه گردن رنج می‌برند، در مرحله نهایی حرکت گردن را به سمت مخالف نچرخانند.

۵. انجام این پیچ ساده را حتماً در هر دو سمت انجام دهید تا تعادل بدن شما بر هم نخورد.

۶. این حرکت را بلافاصله پس از صرف غذا انجام ندهید.

کالبد شکافی وابستگی

یکشنبه, ۱۴ آذر, ۱۳۸۹

[بیشتر از یک هفته است که می‌خوام در مورد این موضوع بنویسم. نوشتن از وابستگی ساده نیست. وقتی همیشه به یه نحوی داری باهاش دست و پنجه نرم می‌کنی، دیدن همه زوایاش کار سخت‌تری می‌شه. باید خیلی می‌گشتم توی خودم، توی تجربه‌ها و چیزهایی که با تمام وجود حسشون کردم و چکیده اون‌ها رو اینجا می‌نوشتم طوری که حرف‌هام رنگ و بوی کلیشه نگیره. امیدوارم که از این رهگذر صرفاً بتونم چشم‌اندازی از یک فضای ممکن رو ارائه کنم.]

سکانس اول

به محض اینکه صدای گرفته‌اش رو پشت تلفن شنیدم، فهمیدم که حال همیشگی رو نداره. بالاخره بعد از این همه با هم بودن، اینقدر می‌شناختمش. پرسیدم: چه خبر؟ گفت: همه چیز بین ما تموم شد! گفتم: چرا؟ گفت: راستش یه چیزی هست که بهت نگفته بودم. سکوت کردم تا بتونه با خیال راحت ادامه بده. ادامه داد و گفت: از اول می‌دونستم با یه نفر دیگه هم هست، می‌گفت تموم می‌شه اما نشد. کار تا جایی پیش رفت که بهم گفت نمی‌دونم چرا نمی‌تونم اونطور که باید دوستت داشته باشم … منم دیگه بریدم. گفتم: چرا زودتر از اینا نبریدی. گفت: به همون تلفن‌ها و محبت‌های وقت و بی‌وقتش دلم رو خوش کرده بودم، می‌ترسیدم از نبودنش ….

سکانس دوم

چهره‌اش نشون می‌داد که ناراحته. خیلی دوست نیستیم اما همینقدر می‌دونم وقتی اینطوری می‌شه دوست داره ازش بپرسی چیزی شده و اون سفره دلش رو باز کنه. ناراحت بود از بد بودن روزگار و آدم‌هاش. اما بعد از چند تا جمله بغضش ترکید و گفت می‌دونی وقتی بود، همه چیز خوب بود. بدی‌ها اینقدر بزرگ نبودن چون اون بود و اونقدر به من توجه و محبت می‌داد که دیگه از همه چیز و همه کس بی‌نیاز بودم. بی‌هدف و بی‌انگیزه شدم از وقتی که رفته و دل نازک …..

یه حال و هوای مشترک توی این دو سکانس از ابرازهای دو آدم کاملاً‌ متفاوت، برام آشنا بود: وابستگی . حرفاشون بوی وابستگی می‌داد و کدام یک از ما هستیم که این حال و هوا رو به یه نحوی تجربه نکرده باشیم.

وابستگی چیست؟

یک تعریف غیر علمی اما تجربی از وابستگی این است که حال خوب و بد فرد تحت کنترل یک عامل بیرونی قرار گیرد. این عامل بیرونی می‌تواند یک رابطه، کار، مواد مخدر، وضعیت مالی، امنیت خانوادگی، سلامتی، یک فعالیت فردی یا اجتماعی و یا عامل دیگری بیرون از ما باشد. درست مثل اینکه دستگاه کنترل از راه دوری را به دست کسی سپرده‌ای تا او بتواند کلید روشن را با حضورش بزند و تو حال خوبی داشته باشی و یا اینکه کلید خاموش را با عدم حضورش فعال کند و تو حال بد را تجربه کنی.

مکانیزم وابستگی

وابستگی نیز مانند تمام رفتارهای خودبخودی دارای مکانیزمی طبیعی است که برگرفته از عادات ذهنی ماست. ریشه وابستگی را می‌‌توان در کمبود‌های روانی جستجو کرد. هر کمبود روانی نیازی را در درون ما ایجاد می‌‌کند که به همراه خود بذر درخواست یا توقعی درونی شکل خواهد گرفت. عکس‌العمل ناخودآگاه اغلب ما این است که بیش از آنکه در درون خود به دنبال پاسخی برای این درخواست باشیم توجه خود را معطوف به بیرون می‌کنیم. به محض یافتن یک عامل بیرونی که جهت برطرف کردن توقع‌مان مناسب به نظر برسد به سمت آن حرکت می‌کنیم. هزینه می‌کنیم، مادی و معنوی، به امید آنکه این پویایی و حال خوش حاصل از آن که برای مدتی سرپوشی برای درخواست‌ها و کمبودهای درونی ما بوده‌است، جاودانه خواهد شد. از آنجا که پایمان را جای مطمئنی نگذاشته‌ایم و عامل بیرونی ممکن است تحت کنترل ما نباشد و یا از دست برود، پس از مدتی نا امید می‌شویم و درخواست‌هایمان بی‌جواب خواهد ماند، آنجاست که تجربه حال بد آغاز می‌شود. و باز هم حرکت برای دریافت بیشتر و باز هم حال خوب و باز هم حال بد. اعتیاد به مواد مخدر، که نوع شناخته شد‌‌ه‌ای از وابستگی است، یک مدل قابل لمس این مکانیزم است. به محض استفاده از مواد، معتاد حال خوب یا نشئه‌گی را تجربه می‌کند و درست از همان لحظه تا مصرف بعدی، نگران خماری و حال بدی است که در انتظارش خواهد بود. در این چرخه، آنجا که دیگر بدون در نظر گرفتن عامل وابستگی تعریفی برای خودمان متصور نیستیم و حال خوب خود را در گرو آن می‌بینیم، بر سر دوراهی انتخاب قرار می‌گیریم. سئوال معمولی که از خود می‌پرسیم این است: تا کی؟ در این نقطه دو انتخاب پیش روی ماست، حرکت به سمت عدم وابستگی و یا بازگشتن به سیاهچاله انرژی وابستگی.

تمرین عدم وابستگی

 در تعریف عدم وابستگی یک نکته را در نظر داشته باشید. انسان تا هست، به حکم انسان بودن کامل نیست. پس همیشه کمبودها و نیازهایی در درون همه ما وجود دارد که گاه قادر به پاسخگویی به تمام آنها بدون کمک بیرونی نخواهیم بود. آنچه در اینجا از آن به عنوان عدم وابستگی یاد می‌شود به معنای ترک وابستگی‌ها و تعلقات دنیوی نیست بلکه اشاره به جایگاهی است که در آن بتوانیم از هر آنچه به آن احساس وابستگی می‌کنیم، در صورتیکه وابستگی زیانباری نیست، لذت ببریم و با تمام وجود در رقص زندگی شرکت کنیم اما دچار افراط و تفریط آزاردهنده و گاهاً مضر نشویم و با توقعات و نیازهایمان خود و دیگران را نیازاریم. عزت نفسمان را از دست ندهیم و برای قبول خود در انتظار تایید دیگری نباشیم. بطور کلی آنگونه وابسته باشیم، از دست دادن عامل وابستگی شالوده زندگی ما را از هم نپاشد. آگاه باشیم که نیازها و درخواست‌های ما حاصل کمبودهای فردی ماست و تا حد امکان برای رفع آن مسئولانه گام برداریم.

با چند تمرین ساده بستر کم کردن وابستگی‌‌های نامطلوب را برای خود فراهم کنید:

- عوامل وابستگی خود را بشناسید و در گوشه‌ای آن را یادداشت کنید.

- به این فکر کنید که هر یک از عوامل وابستگی، پاسخگوی چه نیازی در درون شماست.

- به این موضوع آگاه باشید که هر نیاز از کمبود یا کمبودهایی سر چشمه می‌گیرد، کمبودهای خود را از طریق شناخت نیازهایتان، شناسایی کنید. بعنوان مثال مهرطلبی نیازی نسبتاً همگانی است که از کمبود محبت و توجه سرچشمه می‌گیرد و به میزان‌های متفاوت در درون همه ما وجود دارد.

- با این واقعیت شجاعانه رو به رو شوید که همه ما دچار کمبودهایی هستیم. کمبودها  نقص نیستند و لزوماً ماندگار هم نیستند. این کمبودها می‌توانند از یک زمان تا زمان دیگر تغییر کند. پس به خود هیچ برچسبی نزنید و هر از چند گاهی لیست کمبودهای خود را بازنگری کنید.

- کمبودهای خود را در دو گروه ذهنی و احساسی دسته‌بندی کنید.

- تمرکز زندگی خود را از عامل وابستگی بردارید و کمی دنیای خود را بزرگ کنید.

-  لیستی از فعالیت‌‌هایی که در حال حاضر فکر کردن به آنها شما را به وجد می‌آورد تهیه کنید.

- اگر کمبود شما در حال حاضر بیشتر در گروه کمبودهای ذهنی است، فعالیت‌‌هایی را انجام دهید که نیاز به برنامه‌ریزی و ساختارمندی دارند. به این ترتیب مهارت‌‌های ‌ذهنی خود را تقویت کنید. به برنامه کاری، غذایی یا ورزشی خود ساختار جدیدی بدهید و خود را ملزم به رعایت  برنامه و تعهدات تعیین شده، کنید. مطالعه کنید. به کسانی که به آنها تعهد دارید، سرویس بدهید. با یک برنامه‌ریزی دقیق به مسافرت بروید. خود را ملزم به انجام یک تمرین یا منسک روزانه کنید.

- اگر عمده کمبودهای شما در حال حاضر در حوزه احساسات است، فعالیت‌های بدون ساختاری را انجام دهید که با عواطف شما سر و کار دارد. به طبیعت بروید، با خود خلوت کنید و یا خلوت خود را با دوستان نزدیک سهیم شوید. فعالیت‌‌های هنری خود را گسترش دهید. بدون برنامه‌ریزی قبلی به سفر بروید و تفریح کنید. فعالیت ورزشی آرام و بدون رقابت را در برنامه هفتگی خود قرار دهید. مثل یک کودک بازی کنید و از بازی کردن لذت ببرید.

- به هیچ کدام از فعالیت‌هایی که می‌کنید وابسته نشوید. مثل ابزاری از آنها بصورت دوره‌ای استفاده کنید.

- به خود سخت نگیرید. به روال طبیعی زندگی بازگردید و به صلح درونی که در اثر انجام این تمرینات با شرایط زندگی و حتی عوامل وابستگی خود پیدا کرده‌اید آگاه باشد.

- از زندگی، آنگونه که هست و نیست لذت ببرید. با وجود خودتان با هرآنچه که دارید و ندارید سرخوش باشید که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت…

در پایان، این بیت دلنشین از حضرت حافظ که بهترین خلاصه از تمام گفته شده هاست، تقدیم شما:

سالها دل طلب جام جم از ما می‌کرد                          وانچه خود داشت زبیگانه تمنا می‌کرد

 

یوگا پشت میزهای بسته- تمرین دوم

جمعه, ۱۲ آذر, ۱۳۸۹

[قرار نبود پست «یوگا پشت میزهای بسته» پستی ادامه‌دار باشد اما با توجه به مفید بودن این تمرینات در ضمن سادگی، و امکان اجرای آنها در فواصل مختلف روز پشت میزهای کاری که تقریباً اغلب ساعات روز ما را دچار خود کرده‌اند، تصمیم گرفتم چندین تمرین دیگر از این گروه تمرینات ساده شده یوگا را طی چندین پست معرفی کنم.]

اگر از نشستن طولانی پشت میز، خیره شدن به صفحه مونیتور، تایپ و یا نوشتن خسته شده‌اید و در شانه‌ها و دست‌هایتان احساس خستگی می‌کنید، چند لحظه دست از کار بکشید. روی لبه صندلی بنشینید. کف پاها را موازی با هم و با فاصله کمی از یکدیگر روی زمین استوار کنید. ستون فقرات را صاف و کشیده کنید. شانه‌ها را از گوش دور کرده و به سمت زمین رها کنید. دست‌ها را به سمت جلو ببرید و کاملاً صاف و کشیده نگه دارید. دست راست را از آرنج خم کنید و جلوی صورت نگه دارید. در این حالت شست دست راست شما مقابل بینی قرار می‌گیرد. اکنون دست چپ را از پشت دست راست رد کنید و هر دو آرنج را در هم قلاب کنید. انگشتان دست چپ را به کف دست راست نزدیک کنید.در این حالت، نگاه را رو به رو نگه دارید و دم و بازم را جاری کنید. کتف‌ها را رها کنید و تا جایی که می‌توانید با بیشتر کردن پیچش دستان به یکدیگر، انگشتان دست چپ را به انگشتان دست راست نزدیک کنید. چند لحظه در این حالت باقی بمانید و پس از آن دم بگیرید و با بازدم دست‌ها را روی ران پاها رها کنید. چشم‌ها را ببندید و به اثر تمرین در بدن خود آگاه شوید. پس از چند لحظه مکث، تمرین را با دست دیگر آغاز کنید.

این حرکت، که برگرفته از حرکت عقاب (Eagle pose) در یوگاست، ماساژ بسیار خوبی برای رفع خستگی و تنش‌های بالا تنه محسوب می‌شود. در هم تنیده شدن دست‌ها به یکدیگر در حالیکه کتف و شانه را رها کرده‌اید باعث از بین رفتن خستگی‌ دست‌ها و سرشانه‌ها خواهد شد. خود را به انجام این تمرین میهمان کنید.